مجموعه اسب فریزین ایران

Friesian Horse of Iran

     

دانستنی ها

 

 

  کلاه های سوارکاری از موادی تجهیز می شوند که عمدتاً به دقت ساخته شده اند ، بنابراین لازم است نهایت دقت را در نگهداری آنها داشته باشیم . هرگز کلاه خود را در معرض دمای شدید هوا یا در معرض نور خورشید و یا در زین خانه سرد و یخ بندان قرار ندهید . کلاهها به گونه ای ساخته شده اند که در برابر خیس شدن مقاوم هستند اما باید بگذارید پس از آن در شرایط طبیعی آرام آرام خشک شوند و هرگز برای خشک کردن آن را روی رادیاتورقرار ندهید . هرگز کلاه خود را در گوشه و کنار باشگاه ول نکنید و یا آن را در بالای دیوار قرار ندهید و یا بر دروازه درب ها آویزان نکنید . در دست خود آن را دور ندهید و در ماشین یا زمین نیاندازید و در معرض دست و پای اسب ها قرار ندهید .در راه مسابقات کلاه خود را هرگز داخل اسب کش قرار ندهید.

 

بهترین وضعیت حمل کلاه به واسطه یک کیسه پارچه ای مخصوص حمل کلاه ، می باشد که بهتر است زمانی که از آن استفاده نمی شود کلاه با روکش آن در یک جعبه لباس محفوظ بماند. بعد یا قبل از سواری هم می توانید کلاه خود را به چنگک هایی که برای آویزان کردن وسایل تعبیه شده است آویزان نمایید .
یکی از دلایلی که بیشتر افراد از به سر گذاشتن کلاه در بهار و تابستان طفره می روند این است که کلاه در این فصول بسیار گرم هستند و گهگاه بو می گیرند . اما به منظور دفع بو می توان از اسپری های مخصوص این کار که در فروشگاه های لوازم سوارکاری اغلب در دسترس هستند استفاده کرد . همچنین مواد تمیز کننده کلاه نیز در بازار عرضه می شود که برای رهایی یافتن از کثیفی و بد بویی کلاه بسیار مفید هستند . از این مواد برای تمیز کردن سطح خارجی کلاه هم می توان استفاده کرد . آستری های یکبار مصرف نیز برای دور کلاه در ناحیه پیشانی موجود است که پس از هر بار کثیف شدن می توان آستری دیگری را جایگزین و قبلی را دور انداخت .


 

 

 

بالا و پایین رفتن دم اسب در واقع شبیه به بالا و پایین رفتن سوزن روی صفحه یک دستگاه هیجان سنج است. دم بالا به معنای هوشیاری ـ فعالیت و سرشاری است. دمی که به پایین افتاده، می تواند حاکی از خواب آلودگی، خستگی مفرط، درد، ترس شدید یا تسلیم و اطاعت باشد.
علت این امر این است که هر چه که اسب به سرعت خود در پیشروی می افزاید، مجموعه‌ی عضلانی ضد قوّه‌ی ثقل‌اش بیش‌تر به فعالیت در می‌آید. این عضلات در بالا جستن و پیش‌رفتن به او کمک می‌کنند و بالا رفتن دم هم جزئی از کل این فعل و انفعالات است. هنگامی که اسب از سرعت خود می‌کاهد و یا به اصطلاح ترمز می‌کند، عکس این ماجرا اتفاق می‌افتد و دم به طرف پایین فشرده می‌شود. این ارتباطات قدیمی «پاشو، برو» و «بشین، صبر کن» به صورت استعاره گرفته شده‌اند تا علائم ویژه‌ای را برای زبان بدن اسب فراهم سازند. یک اسب ممکن است دمش را صرفاً به عنوان یک علامت‌، بالا و پایین ببرد، بدون این‌که حتی بدنش را تکان دهد.
برای مثال یک اسب جوان سرکش ممکن است به اسب دیگر نزدیک شود و با پرتاب‌کردن دمش به طرف بالا روی پشتش تا حد امکان آمادگی خود را برای بازی نشان دهد. در واقع به هنگام آغاز بازی، خمیدگی دم به طرف بالا و پشت تا این درجه شدت می‌یابد که دم گاهی کاملاً بر روی پشت خم می‌شود. این علامت دعوت برای بازی، بلافاصله توسط اسب جوان مقابل درک شده و بازی به سرعت آغاز می‌گردد. نکته اصلی در این‌جا این است که در لحظه‌ی دم بالا گرفتن، اسبی که بازی را پیشنهاد می‌کند، حتما در حال سرعت گرفتن نبوده و حتی ممکن است که به حالت استراحت و ایستایی بوده باشد. در این‌جا اصطلاح «پاشو، برو» به زبان اسبی مبدل شده به «پاشو با هم بریم» و حرکت دیگر در اثر سرعت‌گیری نیست بلکه نمادی از آن است. در واقع این حرکت به معنای درخواستی برای سرعت‌گیری است: «بزن بریم با هم بازی کنیم». در یک طریق مشابه، دم ممکن است توسط اسبی که در حال ایستایی است برای گفتن این‌که، «من خسته و بی حال‌ام، تسلیم تو هستم، رئیس تویی» به طرف پایین بیفتد. در حالت ترس شدید از یک اسب دیگر، یک اسب ممکن است حتی دمش را کاملا به قسمت میان دو کپلش بچسباند. درست شبیه به یک سگ که گاه دمش را میان دو پایش می‌برد. اگر یک اسب بسیار پرخاشگر یا عصبی باشد، یک علامت دیگر سفت شدن قسمت تحتانی دم به گونه‌ای است که بیش از اوقات معمول از پشت اسب بیرون می‌زند؛ درست مثل یک میله پشمالو.
در تماس‌های جنسی، دم نریان و مادیان هر دو به خاطر هیجان آن لحظه به طرف بالا نگاه داشته می‌شود ولی یک اختلاف کوچک وجود دارد و آن این است که دم مادیان به عنوان یک دعوت جنسی کمی به طرف جانبی و درعین حال به طرف بالا نگاه داشته می‌شود.
علاوه بر علائم بالا و پایین دم، حرکات سریع شلاقی در جهات نیز وجود دارد. منشا این‌گونه حرکات ناراحتی و حساسیت حیوان است که در اثر حشرات و سایر جانوران فوری به‌وجود آمده است. در این‌گونه موارد، دم در واقع به منزله یک مگس‌کش به کار می‌رود ولی زبان بدن اسب این عمل اجدادی را برای استفاده در برخوردهای اجتماعی قرض گرفته‌است. اسبی که مضطرب، مستاصل یا گیج است، ممکن است دمش را به این طرف و آن طرف تکان دهد، اول به صورت جانبی بعد عمودی و سپس به صورت نیم دایره که به این وسیله ناراحتی خود را نشان می‌دهد. در این حال، در واقع مگسی وجود ندارد که او را بیازارد و این ناراحتی او بیشتر روانی است تا جسمانی. در مسابقات درساژ، این‌گونه دم تکان‌دادن که آن را اصطلاحا مقاومت گویند، می‌تواند منجر به از دست‌دادن نمره شود.
به عبارت دیگر این امر به منزله علامتی است که اسب در پوستش راحت نیست و بنابراین به خوبی توسط سوارکارش آماده نشده است یا این که نمی‌خواهد از اثرات سوارکارش پیروی کند.
وقتی که اسب به طور خاصی عصبانی است، ممکن است این حالت خود را با زیاد کردن قدرت حرکت شلاقی دم بیان کند؛ به‌طوری‌که ضربه‌ها آن‌قدر قوی می‌شوند که موهای دم مثل شلاق در هوا سوت کشیده و اگر با پوست انسان برخورد کنند، می‌توانند موجب جراحت شوند. ضمنا در این حالت ممکن است که اسب دمش را به طرف بالا برده و بعد به صورت یک کشیده به پایین بزند. رفته رفته که اسب عصبانی‌تر می‌شود، علائمی از این قبیل اغلب نشان‌دهنده‌ی یک لگد خطرناک هستند. در بعضی از کشورها استفاده غیر قانونی از شلاق‌هایی که می‌توانند شک الکتریکی وارد آورند موجب یک واکنش شدید دم می‌شود. وقتی با این‌گونه شلاق‌ها ضربه‌ای به اسب وارد می‌آورند، حیوان قاعده دمش را سفت کرده، دمش را به صورت یک دایره سریع می‌چرخاند، بعد آن را در هوا بلند کرده و محکم بر روی کپل فرود می‌آورد.
تمام این اعمال در فاصله یک ثانیه انجام می‌گیرد ولی علامت گویایی است از این که یک عمل غیرقانونی به حیوان وارد شده است.
یک نوع تقلب عجیب و غریب هم در مورد اسب های بلندگام  “Tennessee Walker”کشف شده‌است که ممکن است دم این‌گونه اسب‌ها که غالبا مورد انواع خشونت قرار می‌گیرند قطع شده و یک دم مصنوعی روی سمبه آن قرار داده شود، صرفا به این خاطر که قیافه شاد و پرتحرک به آن‌ها داده شود. گاهی اوقات به جای این‌کار یک قطعه زنجفیل در مقعد اسب بیچاره فرو می‌کنند تا همین حالت به صورت مصنوعی در او ایجاد شود.


 

 

 تعداد زیادی از علوفه ها به صورت بالقوه قدرت ایجاد مسمومیت در اسبها را دارند اما اسبها  به دلیل داشتن حس قوی در انتخاب علوفه  معمولا این گیاهان را نمی خورند مگر انکه خیلی گرسنه باشند ، خرد شدن این گیاهان و ترکیب شدن با سایر علوفه های خشک  و یا پوشانده ماندن در زیر علوفه های بلندتر در چراگاه و یا آغشاه شدن این گیاهان به برخی علف کش ها و ناپدید شدن بوی اصلی گیاهان سمی میتواند عوامل دیگری برای خوردن این گیاهان توسط اسبها باشد.

برخی از گیاهان سمی برای اسبها عبارتند از :

 

پیرگیاه -Ragwort

سرخدار – Yew

آلاله – Buttercup

بلوط – Oak

دم اسبی – Jointfern – Ephedra equisetina

خرنوب – st johm’s wort

لاله واژگون – Fertillaria

برگ بو – Laurel

شوکران – Hemlock

باقالای مصری – Lupin

خشخاش – Poppy

رازیانه – Pimpernel

چوبه (غاسول) – Soapwort

کتان – Flax

سیکلامن – Sow bread

خرزهره – Rhododendron

برگ بو – Privet

زبان در قفا – Larkspur

شابیزک – Deadly Night Shade

سورنجان – Meadow saffron

گل انگشتانه – Fox glove


 

 

 

 

 

در برخی از حکایت‌ها گفته می‌شود اسب‌های درشوری یا شیرازی و یا قشقایی در واقع همان اسب‌های عرب مصری هستند که در زمان جنگ از مصر به ایران آورده شدند. گذشته از صحت این موضوع به نظر می‌رسد اسب‌های درشوری به لحاظ ظاهری شباهت بسیار زیادی به اسب‌های عرب دارند و لذا هنوز هم بسیاری این اسب‌ها را اسب عرب درشوری می‌نامند. نام این اسب‌ها از منطقه‌ای به نام درشور در استان فارس اقتباس شده است و گفته می‌شود برای نخستین مرتبه شخصی به نام “آزادخان درشوری” تعدادی از اسب‌های منطقه را که سرآمد دیگران بودند و همگی دارای خصوصیات رفتاری و صفات ظاهری مشترک بودند در یک محل جمع‌آوری و پرورش داده است.

عمده‌ترین دلایلی که برای عدم ثبت اسب‌های درشوری در زمره اسب‌های عرب ایران ذکر می‌شود آن است که احتمال تلاقی‌های غیر از این توده را در بین اسب‌های درشوری می‌دهند. به لحاظ ظاهری، این اسب‌ها همانند اسب‌های عرب بوده و فقط محل برآمدن سینه در این اسب‌ها کمی نسبت به اسب‌های عرب بالاتر قرار دارد. از بارزترین علامت‌های ظاهری این نژاد کپل صاف، دم عصایی‌شکل برافراشته حتی در حال استراحت و برآمدگی نمایان خط گردن و برجستگی گردن است. رنگ‌های مختلف کهر و کرنگ در این اسب‌ها دیده می‌شود ضمن آن که فراوانی رنگ سمند مایل به کهر در این اسب‌ها کم نیست.

 

به‌نظر می‌رسد به همت تعدادی از پرورش‌دهندگان جمعیت‌هایی از این اسب در حال حاضر در اطراف شیراز و کرمان در حال گسترش است که مسلما سطح کلیه کشش‌ها و زایش‌ها و تشکیل تبارنامه و شناخت تمامی صفات و ثبت آن‌ها زمینه لازم را برای پیوستن احتمالی این اسب‌ها به زمره‌ی نژادهای اسب ایرانی فراهم می‌آورد.


 

 

 اسب با روش مخصوصی می خوابد و بلند می شود، اول دست ها و سپس پاها را خم  می کند. سر و گردن وزنه های توازن در خوابیدن هستند. هر چهار دست و پا زیر بدن جمع می شود. سینه و قسمت زیرین شکم و کفل با زمین تماس پیدا می کند.

 

 اسب های بالغ مدت زیادی نمی خوابند، کره هایی که در کنار مادر خود روی زمین دراز کشیده اند بیش تر و به خود روی زمین دراز کشیده اند بیش تر و به پهلو هم می خوابند. علت آن که اسب های بالغ نمی توانند زیاد درازکش بخوابند، مشکلات تنفسی است. وقتی اسب بالغ خوابیده است تبادل خون در ریه تنها به مدت ۱۵ دقیقه به درستی انجام می پذیرد و بعد از آن اسب ناچار است بلند شود؛ اما برای کره ها چنین نیست و دیده شده که ساعت ها می خوابند. به نظر می رسد عواملی در مغز کار خواب عمیق و خواب پلک های متحرک را ترتیب می دهند؛ همچنین بیداری این حیوان از این مکانیزم پیروی می کند. اسب های جوان بیش تر از اسب های مسن به پهلو می خوابند و خواب آن ها بیش تر به صورت حرکت سریع پلک می گذرد. هر چند تعداد و مدت خواب اسب های مختلف ممکن است متفاوت باشد، ولی برای یک اسب همیشه ثابت است. به نظر می رسد خواب در حالی که پلک ها سریعا تکان می خورند برای اسب ها با اهمیت باشد، زیرا در این حال موادی در خون توسط مغز ترشح می شود که در شرایط خواب دیگر وجود ندارد. آزمایش نشان می دهد که اگر از اسب REM یا خواب با پلک های متحرک را بگیرند، برخی حرکات را فرا نمی گیرند یا با تاخیر می آموزند. قسمت پیشین مغز در این خواب موثر است. پس رابطه ایست بین بخش پیشین مغز، خواب با حرکت پلک و ضبط آموزش طولانی مدت در اسب.

 در خوابیدن به یک طرف معمولا قسمت بالایی دست ها روی قسمت خم شده پایینی قرار می گیرد، پاها باز شده، ابتدا بخش بالایی سپس پایینی خم می شود. حالا که اسب می خواهد به یک طرف بخوابد، کپل آن طرف را روی زمین می گذارد. معمولا اسب دور از اسب های ایستاده و در کنار گله دراز می کشد و برای برخاستن ابتدا از دست ها کمک می گیرد، سپس کپل را بلند می کند و به کمک پاها راست می ایستد.

اسب هم دو نوع خواب دارد؛ خواب سطحی و بریده با پلک های متحرک و خواب عمیق. خواب عمیق بیش تر در منطقه ی قدرت و اختصاصی انجام می گیرد که در آنجا اسب ها امنیت بیش تری داشته و عوامل کلی را می شناسند. به نظر می رسد هورمون خواب ملاتونین باشد که به مقدار زیاد در شب در سرم خون پیدا می شود که به وسیله ی غده ی صنوبری تولید می شود. این هورمون رابطیست بین نور روزانه و ترشح فعالیت غده صنوبری برای ترشح ملاتونین. در طول روز ترشح سروتونین صورت می گیرد که خود عامل ترشح ملاتونین است. این تبادل عادت خواب را در حیوان به وجود می آورد. به هرحال تزریق تریپتوفان که مولد سراتونین است می توانید اسب را روزانه به خواب فرو ببرد. پس دو نوع خواب به صورت عمیق وجود دارد. یکی بریده و منقطع که پلک ها در آن حرکت دارد و دیگری طولانی و عمیق. در همه احوال خواب بریده و مقطع هم عمیق است. چرت زدن یعنی یک خواب موقت و سطحی که حیوان به آن یک خواب مبرم دارد و جزء خودتیماری حیوان است. اسب هم سرپا روی چهار دست و پا ایستاده می خوابد، هم دراز کشیده بر روی یک پهلو افتاده می تواند به خواب برود. سرپا ایستادن و خوابیدن مخاطراتی برای پرستار و مهتر و بازدیدکننده دارد که باید با ایجاد صدا ابتدا حیوان را بیدار و سپس به خلوت آن وارد شد.

موقعی که اسب از اصطبل و مرتع منتقل می شود شب اول را اصلا نمی خوابد، یعنی به پهلو نمی خوابد و مجموع ساعاتی را که می خوابد کمتر از زمانی است که در داخل اصطبل بوده است و این به مدت یک ماه ادامه خواهد یافت. اسب در اصطبل معمولا در ساعات شبانه می خوابد ولی امکان خواب روزانه نیز وجود دارد. از خواب اسب نباید جلوگیری کرد به ویژه وقتی در حال نقل و انتقال است. به عنوان مثال می توان آن را کوتاه بست.

تغذیه هم در نوع وضع خواب موثر است. برخی مواد خوراکی خواب را زیادتر و برخی کمتر می کنند. اسب تقریبا دو و نیم ساعت در شبانه روز ایستاده می خوابد. اسب های بالغ بیش تر از نیم ساعت به پهلو نمی خوابند. در روز اسب معمولا ۸۰ درصد و در شب ۶۰ درصد بیدار است. که در شب بیشتر وقت را به چرت زدن می پردازد. اسبچه ها مدت خواب کمتری دارند. گاهی تا پنج ساعت می خوابند. بعضی اسب ها در بیست و چهار ساعت شش الی هفت ساعت می خوابند که بیش تر آن سرپا می باشد.